مصیبت زینب محمدحسین پویانفر

مصیبت زینب محمدحسین پویانفر را با کیفیت های مختلف در قالب های صوتی و ویدئویی به همراه گزارش تصویری مراسم به صورت آنلاین  مشاهده  و  درصورت نیاز دریافت کنید.

متن مداحی :

مصیبت زینب محمدحسین پویانفر

بنا به بعضی از اقوال بی بی این چند وقته شام بوده،حالا تبعید کردن،یا عبدالله آورده،
چی میدونیم چه به سرش آوردن،هنوز نمی دونیم چه به سرش آوردن،باور کن اینقدر روضه خوند
تو مدینه من بعید نمیدونم مسمومش کرده باشن،چون حکومت تبعید که میخواست بکنه.

آری مثل فردا معروفه میگن گفت: عبدالله،نفسا آخرمه،حلالم کن،بگو کنیزا بسترم رو ببرند،

زیر آفتاب پهن کنند،کنیزا اشاره کردن اقا نه! عبدالله گفت:من نوکر زینبم،

از اولم همین بوده،شوهر چیه،هرچی خانم بگه،فقط گفت:چرا بی بی جان؟

فرمود عبدالله تو میدونی،من  حسینیم یادم نمیره، دیدم داداشم آروم پنچه هاش رو خاک میکشه.

 

ایوب این قدر صبر کرد، همه سختی ها را تحمل کرد تا اونجا که حرف ناموس وسط اومد،

گفت خدایا، دیگه نمی تونم صبر کنم.

حرف زینب که می شه حرف ناموسیه، نمی شه واردش شد، فقط تصور کن یه خانم،

نه عباسی نه قاسمی نه علی اکبری

بنا به بعضی از اقوال بی بی این چند وقته شام بوده،حالا تبعید کردن،یا عبدالله آورده،

چی میدونیم چه به سرش آوردن،هنوز نمی دونیم چه به سرش آوردن،باور کن اینقدر روضه خوند

تو مدینه من بعید نمیدونم مسمومش کرده باشن،چون حکومت تبعید که میخواست بکنه.

آری مثل فردا معروفه میگن گفت: عبدالله،نفسا آخرمه،حلالم کن،بگو کنیزا بسترم رو ببرند،

زیر آفتاب پهن کنند،کنیزا اشاره کردن اقا نه! عبدالله گفت:من نوکر زینبم،

از اولم همین بوده،شوهر چیه،هرچی خانم بگه،فقط گفت:چرا بی بی جان؟

فرمود عبدالله تو میدونی،من  حسینیم یادم نمیره، دیدم داداشم آروم پنچه هاش رو خاک میکشه.

 

ایوب این قدر صبر کرد، همه سختی ها را تحمل کرد تا اونجا که حرف ناموس وسط اومد،

گفت خدایا، دیگه نمی تونم صبر کنم.

حرف زینب که می شه حرف ناموسیه، نمی شه واردش شد، فقط تصور کن یه خانم،

نه عباسی نه قاسمی نه علی اکبری

مصیبت زینب محمدحسین پویانفر

برچسب های استفاده شده : , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست