روضه های عجیب صابر خراسانی

روضه هایی عجیب می خواند

از شب و روز کربلای حسین

با خجالت به زینبش می گفت:

پسرانم همه فدای حسین

از خدا خواست که قد من را

ای خدا بیشتر هلالش کن

دست بر دامن سکینه گرفت

پسرم را بیا حلالش کن

زیر این آفتاب چون آتش

بدنش ذره ذره آب شده

تشنه لب مانده آن قدر این جا

صورتش سوخته, کباب شده

بعد آن مشک پارهٔ پسرش

شرم دارد از این جا چرا زنده است

هر کجا شیر خواره می بیند

از نگاه رباب شرمنده است

در کنار چهار قبر شریف

آن قدر گریه کرده بی حال است

ظهر امروز باز غش کرده

روضه خوان شهید گودال است:

گفت زینب میان مردم شام

فکر رأس برادرت بودی؟

راستی این دفعه جواب بده

راضی از دست نوکرت بودی؟

گفته بودم که روز عاشورا

همه دم پیش خواهرش باشد

قبل از آن که کسی شهید شود

پیش مرگ برادرش باشد

سر عباس را به نی دیدی

لب او خشک بود یا تر بود؟

خواب دیدم که آب ها را ریخت

نگران لب برادر بود

دست او جای دست مادر تو

من شنیدم که زود پرپر شد

سر عباس را به نی بستند

بس که افتاد مثل اصغر شد

تا سر شیر خواره می افتاد

شعله بر قلب کاروان می زد

سر عباس من که… ولی افتاد

رعد و برقی در آسمان می زد

 مهدی نظری

نقد و بررسی

از دیدگاه بینندگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سریال

بزودی | بروزشده

بزودی
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
پیمایش به بالا
همراه ما باشید
خانه هنر پلان3
بزرگترین رسانـه فرهنـگی مذهبـی کشور در حوزه فیلم برداری و تدوین مراسمات مذهبی
مجری تولید نماهنگ های صوتی و تصویری

صفحه رسمی

صفحه رسمی

کانال رسمی

صفحه رسمی

کانال رسمی

اطلاعات تماس
درخواست مداحی
لینک های دانلود ویدیو با کیفیت های مختلف
کیفیت معمولی
حجم : 88MB
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
Telegram
WhatsApp
Facebook
لینک های دانلود ویدیو با کیفیت های مختلف
کیفیت معمولی
حجم : 88MB