شعر خوانی صابر خراسانی | ایام فاطمیه 1441 | محفل عزاداران حضرت زهرا (س) شاهرود | پلان 3
هر دیدی یه بازدیدی داره
یه جا هم مادر تلافی کرد
گفت دیدم پیراهن عربیشو بالا زده
داره بیرون میاد اما دست و پاش هم میلرزه
گفتم پس چرا دست و پات میلرزه
گفت تا نشستم روی سینش
كمتر بر اين غريب بدون كفن بزن
اين ضربه ي دوازدهم را به من بزن
هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن
اينقدر اين شهيد مرا زير و رو نكن
قبول كن كه شبيه حصير افتادي
قبول كن ته گودال گير افتادي
مخواه تا كه سر من به گريه بند شود
بگو چكار كنم از تنت بلند شود
بگو چه كار كنم آب را صدا نزني
بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزني
بگو چكار كنم از تو دست بردارند
براي پيكر تو يك لباس بگذارند
بگو چكار كنم بيش از اين تكان نخوري
بگو چكار مكنم از سنان،سنان نخوري
بگو چكار كنم من؟ بگو چكار كنم؟
كنار شمر بمانم و يا فرار كنم؟
غریب بی کفن صابر خراسانی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده