شعر خوانی صابر خراسانی عید سعید غدیر خم 29 مرداد 98
ای وصف کمت ابوالعجبها
ای حضرت کیسه رطبها
ای ذکر امیدوار لبها
ای تام نواز نیمه شبها
ای کوچه به کوچه تا سحر گرد
ما پشت سر توایم برگرد
زیر سر زلف تاب خورده است
گر دل گره بی حساب خورده است
از چشم تو چشمه آب خورده است
همسایه ات آفتاب خورده است
شبها زتو غرق نور باشد
هر چشم بد از تو دور باشد
علی جان! هر ذره به هر کجا رسیده است
ای وصف کمت صابر خراسانی
از مرحمت شما رسیده است
با تو نرسیده ها رسیده است
خیر تو علی به ما رسیده است
ما را همه با تو میشناسند
با فاطمه با تو میشناسند
پرباری نخل میثمت گرم
دل در سر زلف در همت گرم
بازار گدای حاتمت گرم
خورشید دمادم از دمت گرم
الحق که حیات آفرینی
نهج البرکات آفرینی
چون تیغ دودم مرا نگهدار
کوه أُحدم مرا نگهدار
محتاج شدم مرا نگهدار
بابای خودم مرا نگهدار
با عشق تو بار خواهم آمد
یک روز به کار خواهم آمد
تا عین علی نگار دارم
با غیر علی چه کار دارم
باشد سر ذوالفقار، دارم
من از علی اعتبار دارم
بی عشق علی نمیخرندم
با او به حساب آورندم
گر زلف تو تاب دار باشد
صیاد طناب دار باشد
شمشیر تو آبدار باشد
میخانه حساب دار باشد
مهمان ته پیاله ام کن
سیراب هزارساله ام کن
ای تیغ تو سر به راه انداز
بر لشکریان نگاه انداز
صد ولوله در سپاه انداز
عکسی ز خودت به چاه انداز
تا این که ثواب کرده باشی
لطفی است به آب کرده باشی
دستی که به فتح خیبر آورد
شوقی به دل پیمبر آورد
حیرت به نگاه لشکر آورد
از جا در و قلعه را درآورد
ای وصف کمت صابر خراسانی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده