شعر خوانی صابر خراسانی |ایام فاطمیه 1441 | هیئت یا زهرا قم
بچه ها لحظه ای سکوت کنید
به گمانم، صدای پایی هست
یک نفر نیست عده ای هستند
بین کوچه سروصدایی هست
این دری را که با پَرَش میزد
محترم میشمرد، جبرائیل
یا که با قبضِ روح پیغمبر
با اجازه میآمد عزرائیل
حال بنگر که مشت میکوبند
اُف به دنیای مردم آزارم
چقدر آشناست بر گوشم
این صدا را به خاطرم دارم
این همان، دستِ ناجوانمردیست
که در آن کوچه مادرم را زد
گوشواره اش، پر از خون شد
پیشِ چشمم به چادرش، پا زد
این همان، دستِ ناجوانمردیست
که مرا بین کوچه، پیرم کرد
پیشِ مان، مادرم زمین خورد و
پیشِ بابام، سر به زیرم کرد
یک کوچه بود موی حسن را سپید کرد…
هجوم به خانه ی وحی
بچه ها لحظه ای سکوت کنید
به گمانم، صدای پایی هست
یک نفر نیست عده ای هستند
بین کوچه سروصدایی هست
این دری را که با پَرَش میزد
محترم میشمرد، جبرائیل
یا که با قبضِ روح پیغمبر
با اجازه میآمد عزرائیل
حال بنگر که مشت میکوبند
اُف به دنیای مردم آزارم
چقدر آشناست بر گوشم
این صدا را به خاطرم دارم
این همان، دستِ ناجوانمردیست
که در آن کوچه مادرم را زد
گوشواره اش، پر از خون شد
پیشِ چشمم به چادرش، پا زد
این همان، دستِ ناجوانمردیست
که مرا بین کوچه، پیرم کرد
پیشِ مان، مادرم زمین خورد و
پیشِ بابام، سر به زیرم کرد
یک کوچه بود موی حسن را سپید کرد…
هجوم به خانه ی وحی
به درخانه میزنند صابر خراسانی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده