دانلود سخنرانی روایت خاص از اربعین و ظهور شیخ عباس صراف | شهادت امام صادق علیه السلام 1403 | هیئت محفل زوارالحسین تهران | پلان3
خدا رحمت کنه مرحوم آمیرزا اسماعیل دولابی
میگه من یه روزی به آقا شیخ جواد انصاری همدانی
هشتاد سال پیش تو همین تهران خودمون میگه
آقا شیخ جواد انصاری همدانی آمدند تهران آمدند منزل من
تو بالکن منزلمون نشسته بودنو و تابستون بود
یه دونه از این باد بزن حصیری ها هم گرفته بود همینطوری باد می زد
گفت یه چایی آوردم کنار آقا شیخ جواد گذاشتم
این حرف مال هشتاد سال پیشه میگه برگشتم به آقا گفتم
این داستان اربعین چیه داستانش گفت یه نگاهی کرد گفت میرزا بذار فکر کنم
گفت زود جواب نداد گفتم آقا فکر کنید گفت یکی دو روز گذشت
چایی گذاشتم برای آقا کنار بساط جانمازش به همون مشغول نافله بود
چایی رو گذاشتم براش دستش رو گذاشتم رو دستم گفت بشین میرزا
نشستم کنارش گفتم جانم آقا گفت دو روز پیش بود پرسیدی داستان این اربعین چیه
بشین تا برات بگم فهمیدم پرده کنار رفته یه چیزایی نشونش دادن
می گفت برگشت گفت میرزا ظاهر این است ببین یه عالم
وقتی که از این کلمه ی ظاهر این است استفاده می کنه
یعنی کار به یقین رسیده جنس یقین هم عین الیقینه
چون ما سه تا یقین داریم علم الیقین عین الیقین حق الیقین
عین الیقین یقینی که با مشاهده و دیدن اتفاق می افته
بعد انسان به حقانیتش پی می بره گفت ظاهر این است
که این اربعین کارش یه روزی به جایی میرسه اون روز هنوز الانم نیستا
اون روزی که شیخ جواد گفته هنوز اون روز الان هم نشده
ولی داریم می بینیم که اتفاق داره می افته می گه برگشت گفت ظاهر این است
این اربعین یه روزی کار رو به جایی می رسونه که
یک نفر روی کره زمین پیدا نمی شه که امام حسین رو دوست نداشته باشه
ولی ظاهرا این چیزی که امام زمان اون روز ظهور می کنه دقت کنید
اینکه بین همه ی اماما دست رو امام حسین میذاره
اون روز چون همه مردم کره زمین امام حسین رو می شناسن و دوستش دارن
شاید امام زمان به هر کدوم از این ذوات مقدس خودش نسبت بده مردم نشناسن
ولی تا میگه من پسر حسین بن علی ام مردم می پذیرند امام زمان رو
روایت خاص از اربعین و ظهور شیخ عباس صراف
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده