دانلود شعر خوانی شعر است و جنون است حمیدرضا برقعی | ایام فاطمیه 1403| سوگواره شعر محبوبه خدا | پلان3
شعر است و جنون است مراعات ندارد
در وصف تو اغراق مکافات ندارد
توحیدی و توحید که افراط ندارد
وصف تو و معبود منافات ندارد
پس اذن بده وقت اذان از تو بگوییم
اندازه وسع خودمان از تو بگوییم
از اوج مقامات خودت رد شده بودی
در چادر وحدت همه ایزد شده بودی
تو سوی خودت رفتی مقصد شده بودی
پیچید شمیمی تو محمد شده بود
جایی وسط خطبه در آفاق بلاغت مبعوث شدی
وحی میآمد به سراغت آن روز که خود شعله افراخته بودی
فریاد شدی تیغ سخن آخته بودی
بر پیکر شب واهمه انداخته بودی
وقتی سپر از چادر خود ساخته بودی
در غزوه دیگر رجز آه سرودی
حیدر در خیبر تو در خانه گشودی
آوازه دورانی و فریاد قرونی
ای آنکه به هنگامه از اندیشه فزونی
وقتی تک و تنهاست امامت تو قشونی
تنها نه فقط فاطمهای فاطمیونی
محبوب خدا ممتحنه حوری زهراست
زهراست که خود یک تنه جمهوری زهراست
در صفحه تاریخ تو جوهر شده بودی
یک فاطمه با جلوه دیگر شده بودی
در مصدر خود جمع مکثر شده بودی
تو حمزه و پیغمبر و حیدر شده بودی
در هیمنه ات کفر میافتد به حقیری
آنجا که کمربند علی را تو بگیری
برخاست ز افلاک چه آوای حزینی
ای مادر لولاک چرا نقش زمینی
در شعلهام از روضه یا فضه خذینی
گفتی که بیا فضه بیا خیر ببینی
فضه چه کندجمع کند بال و پرت را
یا اینکه به حیدر برساند پسرت را
آغوش علی وا شده
محسن به بر اوست
این روضه که برگشته از آتش پسر اوست
مرثیه مکشوف تن مختصر اوست
زین مرد که آرام ندارد پدر اوست
گرمای پسر شعله برافروخت علی سوخت
آغوش علی سوخت علی سوخت
هر چند که دنیا نفسش را نشنیده است
محسن شده شش ماهه در او روح دمیده است
او هم نفس مادر خود درد کشیده است
درهمهمه ی معرکه جان داده شهید است
در خاک پسر را پدر خاک رها کرد
یک مرقد کوچک وسط خانه بنا کرد
این قبر چنان شیشه لبریز گلاب است
هر چند که این روضه هر آیینه عذاب است
نه حرمله دارد نه در آن قحطی آب است
جان سوزتر از آه علی آه رباب است
درگوش تو لالایی آب است عزیزم
سیراب شدی موقع خواب است عزیزم
شعر است و جنون است حمیدرضا برقعی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده