شده بازم محشر حدادیان پورکاوه
کربلایی محمدحسین حدادیان | کربلایی علی پورکاوه | میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها 1400 | هیئت مکتب البکا مشهد | پلان 3
تو دستاش میبینن بازم شده محشر
تو دستاش یه تیغی که هی میزنه سر
تو دستاش شده کنده قلعهی خیبر
علیه یل خیبر جنگ نهروان
علیه به شتاب تیری در کمان
علیه ضرباتش مافوق بیان
جنون آورِ دیدنِ یه لحظه ای که با
یه دستش به جنگیدن و یه دستش به خیبر
و مشغول کندن شد علی با یک انگشت
خدا گفته ناز شصت تو ایول حیدر
مِیمَن میزنی مِیسَر میزنی
بس کن ذوالفقار چه قد هی سر میزنی
مُهرِ مرگ و تو محشر میزنی
پرچم روی قلعهی خیبر میزنی
اشهد ان علیاً ولی الله
نقاب و زده باز اما جذابه
نقاب و چه قدر مثل مهتابه
نقاب و یه سپاه از خون سیرابه
علمدار دوباره حیدر کراره
علمدار خون مرحب زد فَوّار
علمدار علی شیر لا فراره
شده بازم محشر حدادیان پورکاوه
قدم میزنه توی دل لشکر کفر
فراری شدن از ترس تیغ بُرنده
نیازی به تیغ ذوالفقار نداشت مولا
فقط کافی بود سربند زرد و ببنده
سرها یک طرف لشکر یک طرف
قلعه ز جا کنده شده خیبر یک طرف
فارِس یک طرف مرحب یک طرف
لشکر یک طرف حیدر یک طرف
اشهد ان علیاً ولی الله
شده بازم محشر حدادیان پورکاوه
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده