ماجرا را خوب یادم هست محمدحسین ملکیان

ماجرا را خوب یادم هست محمدحسین ملکیان را با کیفیت های مختلف در قالب های صوتی و ویدئویی به همراه گزارش تصویری مراسم به صورت آنلاین  مشاهده  و  درصورت نیاز دریافت کنید.

متن من ماجرا را خوب یادم هست، چون کاروان ما جلوتر بود

ماجرا را خوب یادم هست محمدحسین ملکیان

من ماجرا را خوب یادم هست، چون کاروان ما جلوتر بود

پیکی رسید و گفت برگردید، دستور، دستور پیمبر بود

چرخید سرهای شترهامان چون با محمد بود دلهامان

فرمانبری از حرف پیغمبر، با حج برای ما برابر بود

خیل عظیم حج گزاران را گرد درختانی کهن دیدیم

کار بنای سایه بان ها با عمار و سلمان و ابوذر بود

زنگ شترها از صدا افتاد، از دشت حتی رد نمی شد باد

راوی به حرف خویش پایان داد، یعنی محمد روی منبر بود

«الیوم اکملت لکم دینی…» « من کنت مولاه علی مولاه…»

بانگ رسایی داشت پیغمبر، هرچند بعضی گوش ها کر بود

آن ها که می دیدند می خواندند از چشم پیغمبر مرادش را

آن ها که نشنیدند می دیدند در دست او دست برادر بود

هم برکه هم دریا شهادت داد هم طور هم سینا شهادت داد

حتی شن صحرا شهادت داد حکم ولایت دست حیدر بود

از خندق و از بدر تا خیبر، تا لحظه ی آخر که در بستر…

از ابتدا حرف از ولایت بود، آری! ولایت حرف آخر بود

ماجرا را خوب یادم هست محمدحسین ملکیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست