مداحی حاج احمد واعظی | ایام فاطمیه 1441 | محفل عزاداران حضرت زهرا (س) شاهرود | پلان 3
حضرت باقر (ع) برای چاره هر غم تو پناهی بر زبان مطهر
گفت رفتم دیدم آقا ظاهرا مریض احوال بودند حضرت
یه کاسه آب گذاشتن جلوشون
دست مبارکش رو هی میزنه تو آب
می پاشه به خودش میگه یا فاطمه
حضرت فرمود تو گرفتاری ها ما رو صدا میزنند
ما تو گرفتاری ها مادرو صدا میزنیم
چادرت را بتكان ... روزیِ ما را بفرست
ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است
ای مادر ... ای مادر ...
من از خاکِ پایِ تو سر بر ندارم
مگر لحظه ای كه دگر سر ندارم
مگير از سرم سایۀ چادرت را
پناهی از اين خيمه بهتر ندارم
چادرت را بتكان ... روزیِ ما را بفرست
ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است
ای مادر ... ای مادر ...
بگير از سر لطف جان مرا هم
ببخشا اگر جانِ ديگر ندارم
بخوانم به فرزنديت كه اميدی
به غير از دعاهای مادر ندارم
مگير از سرم سایۀ چادرت را
پناهی از اين خيمه بهتر ندارم
چادرت را بتكان ... روزیِ ما را بفرست
ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است
ای مادر ... ای مادر ...
توسل به مادر احمد واعظی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده