تمرین جنگ سعید قانع
تمرین جنگ سعید قانع
وفات حضرت ام البنین (س) 99 | هیئت الشهدا کرج | پلان 3
عباسش بزرگ شد سنین نوجوانی
مولا وارد خونه شد فرمود عباسم بابا آماده ای عزیزم
امروز تمرین جنگ داریم پسرم
تا اومدن برن مادرش گفت آقا میشه امروز منم بیام تمرین جنگ پسرمو ببینم
حضرت فرمود مانعی نداره شما هم بیا
اومدن برن حسنین گفتن بابا میشه ما هم امروز بیایم تمرینجنگ برادرمونو ببینیم
خانوم ام البنین نشست یه طرف امام مجتبی یه طرف ابی عبدالله
حضرت فرمود مرکبو بیارید عباسشو سوار مرکب کرد
فرمود عزیزم میدان جنگه برو عزیزم
شمشیرو میگردونه
مادرش هی زیر لب میگه ماشاالله لا حول ولا قوه الا بالله
حسنین میگن چشم بد ازت دور باشه داداش
رفت و برگشت مولا فرمود صبر کن
یه دست عباسشو بست
بابا فکر کن میدان جنگه یه دستم نداری
برو عزیز دلم
شمشیرو یه دستی داره میگردنه
تمرین جنگ سعید قانع
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد