قصهی تعصب و اشک امین قدیم
دانلود روضه خوانی قصهی تعصب و اشک امین قدیم | ایام فاطمیه 1403| دفتر امام جمعه ساوجبلاغ | پلان3
بارها تو این جلسات رفتی
مادره میگه دیگه بزرگ شدی
برو مردونه گریه کن
بعد روضه بیا دنبال مادر
پسرم میشینه تو روضه
میگه مادر دیگه رو مرد به من حساب میکنه
صدا زد حسن تو یه جوری گریه میکنی
میگفت تو یه جوری گریه میکنی انگار من زینب مادر از دست ندادم
انگار ما ندیدیم مادر دست به دیوار میگرفت راه میرفت
حسن تو یه جوری اشک میریزی انگار مادرمونو ما ندیدیم
هر قدمی که بر می داشت پشتش رد خون می افتاد
باریکلا دستات چرا اومد بالا ها اونم دستش تو کوچه اومد بالا
ایستادم به روی پنجه پا اما دستش از روی سرم...
قصهی تعصب و اشک امین قدیم
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد