یا اماه کلمینی حامد کاشانی
دانلود مداحی یا اماه کلمینی حامد کاشانی | شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 1403| هیئت زوار البقیع تهران | پلان3
بچه ها دور مادر نشسته بودند اوضاع اون طوری بود که وقتی فاطمه رو زمین بود
معلوم نبود ملحفه رو زمینه یا رو مادره گوشت بدن آب شده بود جسم از بین رفته بود
دیگه این روزای آخر صداش جوهر نداشت
دور بستر نشسته بودن ولی بی بی دو عالم میدونه فردا شب امیرالمومنین دست تنهاست
چقدر علی باید روی این زخمها دست بکشه
لذا هرچی جون داشت تو تنش جمع کرد
با کمک خواهر اسما بنت عمیس که اسمش سلمی است
به سختی نیمه نشسته تکیه به دیوار لباساشو عوض کرد
بدن مبارکش که طهره طاهره مطهره بود اما خون ها رو شست
که شب علی زیاد نخواد دست بکشه لباس بچهها رو هم عوض کرد
دیگه متنش ننوشته این دست بالا میومد که به سرشون بکشه یا نه
گزارش ساکته بچهها گفتن بریم مسجد دو رکعت نماز بخونیم
کسی که برای بیمار وضع وخیمش نگرانه زود برمیگرده
امام حسن و امام حسینم خیلی سریع برگشته اما تا اینو از خانه رفتن بیرون
به سلمی اشاره کرد فرمود پاهای منو رو به قبله کن پارچه رو صورتم بکش
برو عقب بایست لحظاتی که گذشت بعد بیا منو صدا بزن
اگه جواب ندادم علی رو خبر کن
سلمی میگه من عقب وایسادم سلمی خواهر اسماء عقب وایسادم
یه چند ثانیه لحظه که گذشت اومدم پارچه رو کنار زدم
تو بعضی از متنهای متأخر یه عبارت جگر سوز داره میگه پارچه رو کنار زدم
دیدم دستشو رو صورتش گذاشت چون میدونه امیرالمومنینم این پارچه رو کنار میزنه
تا تونست مخفی کرد از امیرالمومنین صدا زد یا بنت رسول الله
سلمی صدا میزنه یا ام الحسن و الحسین یا فاطمه الزهرا وقتی جواب نداد
پارچه رو برگردوند عقب عقب رفت چه کنه حسنین وارد شدن عرض کردم سریع اومدن
شما چشم دلتون رو با امام حسن همراه کنید از اون در سوخته که وارد شد
طبعا اول بسته رو نگاه میکنه
اینا دیده بودن مادرشون شبها تا صبح صبحها تا شب از شدت درد خوابش نمیبره
اما الان انگار خوابیده فرمود یا سلمی
به این سرعت خوابش برده یا چرا پارچه رو صورتش کشیدی سلمی آدم معمولیه
نتونست بزار وردار کنه خیلی لفتش بده گفت مادرتون راحت شد
بعد میگه نگاه کردم اینا رو دیدم امام حسن آرام آرام اومد امام حسین پشت سرش امام حسن رفت بالا سر مادر
رو بندو کنار زد یه بار آرام بوسید چرا آرام بوسید
چون هنوز باور نکرده مادر از دنیا رفته این صورت درد داره با احتیاط بوسید
مادر با من حرف بزن بنده دلم داره پاره میشه شب جمعه است یا اباعبدالله
امام حسن همیشه خودشو فدای امام حسین کرد سپر بلاش کرد
اما اینجا وقتی دید جواب نمیده برگشت به امام حسین متوسل شد
این زبون حال رو من عرض میکنم که حسین جان تو عزیز دردونه شاید جواب تو رو بده
فجاء الحسین اما نیومد بالاسر رفت پایین
صورت کف پای مادر گذاشت
یا اماه کلمینی
یا اماه کلمینی حامد کاشانی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده