روضه حضرت ام البنین حسن خلج
دانلود روضه حضرت ام البنین حسن خلج | شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها 1403 | هیئت محفل ارادتمندان حضرت ام البنین (س) | پلان3
جز با زلال نور الهی نسب نداشت
ذکری به غیر نام علی روی لب نداشت
دردی به غیر غربت شاه عرب نداشت
هرگز کسی شبیه به این زن ادب نداشت
آماده کرده بود سپرهای خویش را
تعلیم داده بود پسرهای خویش را
وارد منزل شد
دید قنداقه عباسو بغل گرفته
دور سر حسین میگردانه
دور سر حسن میچرخانه
بعدم میبره دور سر زینب و ام کلثوم
فاطمه این چه کاریه سرشو انداخت پایین عرض کرد
آقا جان مولای من علی جان
اولا دیگه به من فاطمه نگو
فاطمه این خونه یه دونه بود
اونم مادر حسن و حسین
من فقط کنیز این خانواده هستم
آقا میخوام از همین روزای اول به پسرم یاد بدم
تو این خونه نیومدی آقازاده باشی
اومدی فقط غلامی کنی
من کنیزم توام غلامی یادت نره
ام البنین و ما ادراک ما ام البنین
مگه میشه شناخت این بانو رو
آماده کرده بود سپرهای خویش را
تعلیم داده بود پسرهای خویش را
تا پاسداره خیمه آل عبا شوند
با راه و رسم عشق و جنون آشنا شوند
هم داستان درسته که بهش میگن قمر بنی هاشم
اما هم داستان ماهترین ماهها شوند
مردان پاک باخته کربلا شوند
ام البنین که چهار یل بی قرینه داشت
تنها مدال عشق علی را به سینه داشت
هرچند او دگر پسر خویش را ندید
هرگز غم این نبود که عباس شد شهید
دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم بجای آب لب انور حسین
دق کرد تا بعد از آنکه به من
میبینی من امشب من باید میومدم وسط
چون خانوم ام البنین تو خونه نمیشست میومد قبرستان بقیع
دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم بجای آب لب انور حسین
هرچی نگاه میکنم میبینم
زبدههای هیئتیا امشب اینجا جمعند مطمئنم
از خونه که راه افتادی تو دلت گفتی امشب شبشه
این خانم همه کاره عالمه
امشب برم با ابوالفضل ببندم
کارش دگر نشستن در آفتاب شد
آتشفشان غصه و کوه مذاب شد
با این مصرع تو گریه نکنی هم برام مهم نیست
میدونم خود خانم با این مصرع گریه میکنه
شرمنده نگاه غریب رباب
امشب داریم محرمی گریه میکنی
شب تاسوعایی شده
راه میافتاد تو کوچه پس کوچههای مدینه
روضه حضرت ام البنین حسن خلج
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده