رسیدیم کربلا عباس میرخلف زاده
رسیدیم کربلا عباس میرخلف زاده
رسیدیم کربلا اذان بگو موذن خیمه
رسیدیم کربلا خیمه بزن علی برا عمه
بابا بگو عمو بیاره آب مشکو بذار پای گهواره
وقتی علی اصغر آب میخواست راحت رباب بیاد و برداره
برای این چند روز باقی مونده
بگو بیاد پیشم رقیه هر شب
خودم میشم براش یه هم بازی و
لالایی میگم مثه عمه زینب
امون امون امون امون واویلا
رسیدیم کربلا خدا خودت به دخترم رحم کن
رسیدیم کربلا خدا خودت به خواهرم رحم کن
سخته چطور بگم به زینبم اینجا قرار با مادرشه
سخته رباب و چی بهش بگم دیگه لالایی آخرشه
با گریه میخونم خداحافظ ای
کبوتر سه ساله من بابا
گریه نکن دل بابا خون میشه
قرار بعدیمون خرابه اونجا
امون امون امون امون واویلا
رسیدیم کربلا عباس میرخلف زاده
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد