ماجرای آیت اللهی که تار میزد استاد عالی
دانلود سخنرانی ماجرای آیت اللهی که تار میزد استاد عالی | شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام 1403 شب قدر | هیئت بین الحرمین تهران | پلان3
اگر الان شما برید اصفهان قبرستان تخت فولاد
یکی از کسانی که تو قبرستان تخت فولاد اصفهان دفنه
آیت الله جهانگیرخان قشقایی
این آیت الله جهانگیر خان قشقایی تا چهل سالگی تار میزد
یه مرتبه تارش خراب شده بود اومده بود اصفهان
برای تعمیر تار یه پیرمردی یه جا نشسته بود
گفت آقا مغازه تعمیر تار میدونی کجاست
گفتش که بله میدونم مغازه تعمیر تار
تو اون کوچه تو اون کوچه تو اون خیابون فلان جاست
اما جوونا همون جور که تار آدم خراب میشه احتیاج به تعمیر داره
خود آدمم خراب میشه ها احتیاج به تعمیر داره ها
همین یه جمله
او برگشت گفت آدمو کجا تعمیر می کنن
یه مدرسه بود اون کنار بود برو اونجا
این بزرگوار بدون اینکه ذرهای بخواد این ور اون ور بکنه
رفت تو همون مدرسه و نامه نوشت به پدر و مادرش
من فعلاً تو این مدرسه اصفهان هستم
بود تا شد آیت الله جهانگیرخان قشقایی مرحوم آیت الله بهجت میگفت
جهانگیر خان به جایی رسید
که یه موقع با کشیشهای جلفای اصفهان بحث میکرد
ایشون راجع به حقانیت مذهب تشیع
اونام راجع به همون دین خودشون مسیحیت فیلسوف شده بود
دلیل میآورد استدلال میکرد اونا زیر بار نمی رفتن
آیت الله جهانگیر خان بهشون گفت که
اگر حضرت مسیح بیاد بگه حق با کیه قبول میکنید
خوب اونا باورشون نمیشد که حضرت مسیح بیاد
خوب معلومه اگر حضرت مسیح بیاد ما قبول میکنیم
آقای بهجت می فرمودند ایشون دست به دعا برداشت
توی مکاشفهای که اونام تونستن ببینن
حضرت مسیح علیه السلام تشریف آوردن
به اون کشیش های که بودن فرمودند که
امروز از در خونه علی و اولاد علی جای دیگر رفتن بیراهه است
همین جهانگیر خان که یه روزی تار میزد
رسید به جایی که با دعاش حضرت مسیح میاد
ماجرای آیت اللهی که تار میزد استاد عالی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده