خون گلوتو پس نزن عبدالرضا هلالی
حاج عبد الرضا هلالی | محرم 1399 | هیئت عشاق الرضا (ع) تهران | پلان 3
خون گلوتو پس نزن میمیرم
نفس نفس نفس نزن میمیرم
مثه کبوتری که گیر افتاده
خودتو به قفس نزن میمیرم
حالا سر قرار رسیده زینب
حرم تا قتلگه دویده زینب
سرتو میبُرن سرم پایینه
خدا میدونه که بریده زینب
همونی که ازم پدرم رو گرفت
با یه عده حرومی دور حرم رو گرفت
تو نبودی به زور معجرم رو گرفت
اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت
هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم
جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم
رو زدم آب بگیرم پدرم را کشتند
پیش چشمان ترم ماه حرم را کشتند
زجر و خولی و سنان چشممو گریون کردن
ته گودال دل عمه رو دلخون کردن
همه با اسب روی خمیه زنها رفتند
به خدا چند دفر به زیر نعلا رفتن
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد