دختری شاداب بودم محمدحسین حدادیان
محمدحسین حدادیان | محرم 1400 | هیئت روضه الحسنین (ع) تهران | پلان 3
دختری شاداب بودم رنج و غم آموختم
آنچه می بایست را با سن کم آموختم
با همین دستان بسته باز شد مشت یزید
فتح کردن را اسارت آمدم آموختم
گم شدم یا نور گفتم نیمه شب زهرا رسید
این هم از مُستَوحِشینَ فی الظُلَم آموختم
پیکرم افتاد بابا جان نیفتاد از لبم
فاطمی سینه زدن پای علم آموختم
می گرفتم چادر خود را به دندان مثل مشک
استقامت را ز سردار حرم آموختم
ریگ ها و خار ها آموزگار من شدند
هروله با پای پر زخم و وَرَم آموختم
گوشوارم را خودم دادم به دختر های شان
من ز خاتم بخشی شاهم کرم آموختم
من فقط تا ده بلد بودم که بشمارم ولی
تا هزار و نهصد و پنجاه هم آموختم
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد