دانلود سخنرانی بچه رو پرت کرد کنار ضریح ابالفضل سید حسین مومنی | دهه اول محرم 1404| هیئت الزهرا سلام الله علیها | پلان3
شاگرد شیخ اعظم بود
برای حاجتی هر شب جمعه میرفت کربلا
اونم با سختی
غسل میکرد آداب زیارت رعایت میکرد
دید یه زن عرب اومد
بچه تو بغلش
پاها چرک
چادر کثیف
بچه رو پرت کرد کنار ضریح یا ابوفاضل
شفای بچهمو بده شوهرم منتظره
بچههام تو خونه منتظرن
همین جوری که داشت حرف میاد
یهو بچه بلند شد وایستاد
یه بوسه زد به ضریح و شکر یا ابوفاضل
عقب عقب میرفت
به همین سادگی
این آشیخ رحیم میگه عمام رو کوبوندم زمین
عباس چی شد
سی هفت هفته ست دارم میرم میام حاجتم شرعی
دلم میخواد ازدواج کنم
سفر حج برم مسکنی داشته باشم
این عرب از راه نرسیده بهش دادی رفت
میذارم از نجف میرم میرم شیراز
ولی هرجا برسم میگم تو باب الحوائج نیستی
شبونه برگشتم نجف
برا نماز صبح رسیدم
حجره ام تو حرم امیرالمومنین بود
یه وقت دیدم پشت سرم کسی صدا میکنه
برگشتم دیدم
خادم مخصوص شیخ انصاری
گفت شیخ باهات کار داره
نمازمو خودنم رفتم محضر شیخ
بعد که اعمالش تموم شد
یه نگاه به من کرد
آشیخ رحیم بیا این پول و بگیر
باهاش برو مقدمات حج تو آماده کن
این پول و بگیر
برو مقدمات ازدواج تو آماده کن
گفت به حوائج ات رسیدی
گفتم خدایا من هم حجرم خبر نداره
شیخ انصاری از کجا خبر داره
سه تا حاجت منو
ولی روم نشد بپرسم تشکر کردم
اومدم از در برم بیرون
صدا زد آشیخ رحیم دیدی عباس علیه السلام آقاست
ولی برو ادب داشته باش
آدم با ابا ابوالفضل علیه السلام اینجوری حرف نمیزنه
بچه رو پرت کرد کنار ضریح ابالفضل سید حسین مومنی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده