از بچگی امیر حسینی
کربلایی امین قدیم و سید امیر حسینی| آستان مقدس امام زادگان محمدوسکینه خاتون | 28 مرداد 99
از بچگی شادی فروختم غم خریدم
با پول تو جیبی هام برات پرچم خریدم
یاد قدیم افتادمو دلم شکسته
دعوا سر پرچم گرفته تو دسته
بزار محرم برسه برات قیامت می کنم
من شب سوم جونم نذر رقیت می کنم
یه روزی کل عالمو براتو هیئت می کنم
من شب سوم جونم نذر رقیت می کنم
آرامشِ آغوشِ تو کم داره قلبم
دلواپسم خیلی آقا واسه محرم
من تو نگاه اولی عاشق شدم
وقتی نگاهم خورد به گنبد و به پرچم
بزار محرم برسه، بزار ببینم علمو
بجادرت نشون بده خیسی پلک ترمو
دل حره دارم اربعین بیاد نبینم حرمو
بزار محرم برسه دورت می گردم
راه حرم باز شه بیام برنمیگردم
از بچگی امیر حسینی
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد