خدا بناست ببیند اسیر زینب را فیضی پورکاوه
دانلود روضه خدا بناست ببیند اسیر زینب را فیضی پورکاوه | شهادت امام باقر علیه السلام 1403 | هیئت ام البکا تهران | پلان3
ابی عبدالله همشونو جمع کرد
بعد اینکه عرفه رو خوند
امام گفت که رفتن دلیل میخواهد
خدا مرا ته مقتل شهید میخواهد
خدا بناست که عطشان ببیندم عشق است
بدون پیراهن عریان ببیندم عشق است
بناست تشنه مرا در کویر بیند او
مرمل بدما در حصیر بیند او
محکم همه اینا رو میگفت
یه مرتبه دیدن لحن ابی عبدالله عوض شد
یه بغضی گلوی آقامونو گرفت صدا زد
جاتون خالیه نمیاید ببینید
خدا بناست ببیند اسیر زینب را
علمداری که یه کوفی به غارت برد مشکش را
دم دروازه ساعت درآوردند اشکش را
به قرآن پارهها آن بی وضوها دستها بردند
عروسان علی را از میان مست ها بردند
تو ازدحام بازار پرده نشینا شدن معذب
با سنگا شد شکسته میون کوچه غرور زینب
تو روی نیزه بودی عزیزاتو با طناب آوردن
کشون کشون ما ها رو میون بزم شراب آوردن
به شام قافله را با عذاب آوردن
برای دست یتیمان طناب آوردن
مگر که چوب تر و تشت و خیزران کم بود
که بعد چند دقیقه شراب آوردن
خدا بناست ببیند اسیر زینب را فیضی پورکاوه
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده