کربلایی حمید علیمی | هیئت محسنیه کربلاییها قم | پلان 3
تو اولین امیر بودی
که بین یک حصیر بودی
تو واجب السلام بودی
که بین ازدحام بودی
خونه تورا مباح کردن
حمله به قتلهگاه کردن
بعده بریدن سرت تو
نگاه به خیمهگاه کردن
حدود ساعت سه
از راه رسیدن دشمنت
یکی نشته روی تنت
روزه بودی ولی تو رو
با لب تشنه کشتنت
حدود ساعت سه
مادر میگفت نبر نبر
زینب میگفت نزن نزن
به داد من برس حسن
جات خالیه حسن
یه عده ری طلب بریدن
یه عده بی نسب بریدن
تو اولین شهید بودی
سر تو رو از عرب بریدن
تو اولین امیر بودی حمید علیمی
خون تورو مباح کردن
روز مارو سیاه کردن
دم دمای غروب بازم
حمله به خیمه ها کردن
حدود ساعت سه
دیدن نداره هیچکسی
به ابالفضل آقا قاسمی
خنجره کهنهشو کشید
با حوصله برید
اون داغی که تورو زمین زد
داغه علی اکبر تو
سینه ای که با تیر شکفتن
قبر علی اصغر تو
خون تورا غوبا کردن
به خواهرت نگاه کردن
بردن طلا به دختراشون
جهازا رو روبراه کردن
حدود ساعت سه
نیزه داری که اومدش
وحشی اومد روی سرت
از بس فشار به نیزه داد
نیزه شکست رو پیکرت
دم (واویلا واویلا واویلا)
تو اولین امیر بودی حمید علیمی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده