صدای گریه از خرابه بلندشد کاظم غفارنژاد
دانلود روضه خوانی وقتی صدای گریه از خرابه بلندشد کاظم غفارنژاد | موکب محبان علی ابن ابیطالب کربلا | اربعین حسینی 1403 | پلان3
یه روضهای خوندیم یه جا
روضه حضرت رقیه سلام الله علیها بود
خیلی حال عجیبی شد مجلس که تموم شد
دیدم یه پیرمرد بزرگواری گریه اش قطع نمیشه
نشستم کنار دستش گفتم از آتیشه دلش چیزی هم گیر دل ما بیاد
گفتیم ایشون گفت من گفتم هی یکم با هم گریه کردیم
یکی اومد به من معرفیش کرد گفت آقا این فلانیه از بزرگانه
خلاصه من از ایشون یه سوال کردم
گفتم که ذهن منو این سوال خیلی درگیر کرده بود
که اون شب که میگن که یزید خوابش نمیبرد
تاخواست طاهر دمشقی اینطور نقل کرده
تا خواست چشماش گرم خواب بشه صدای گریه از خرابه بلند شد
خوابش که به هم ریخت
گفت دلیل چیه
گفتم اینجوری میگن حسین یه دختر چهار پنج ساله داره خواب بابا رو دیده
سر بابا رو ببرید من با خودم گفتم به همین سادگی نمیتونه باشه
درسته یزید به هر حال قساوت قلب و دشمنیش با اهل بیت
ولی به هر حال یه امپراطور بود حالا
به جنگ یه دختر چهار پنج ساله
گفت بنا بود اون شب از تاریکی استفاده کنن
بعد از اون خطبه امام سجاد و حضرت زینب کبری
قرار بود یکی از آل الله زنده مدینه نرسه
نیمه شب بیان یه تعداد ناشناس همه رو از دم تیغ بگذرون
لذا از اینور منتظر بودن ببینن این ماموریت انجام میشه یا نه
گریه اهل خرابه همه رو بیدار کرد
و من اومدم به یزید گفتم که آقا این ماموریتو لغو کنید
نمیشه از عصبانیت بود که گفت سر باباشو براش ببریم
جوونا خدا شاهده مقاتل اصلاً حرفی از طبق نبوده
نمیدونم چرا پیرغلاما میگفتن سرو با طبق آوردن
سرو خیلی بد وارد به خدا روم نمیشه اینطور من حرف بزنم
صدای گریه از خرابه بلندشد کاظم غفارنژاد
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده