پشت دروازه شام حمید علیمی
کربلایی حمید علیمی | هیئت محسنیه کربلاییها قم | پلان 3
برگشتم مدینه
بشیر اومد گفت آقا میشه اجازه بدی یه ساعتی پشت دروازه مدینه بمونیم
من برم به اهل مدینه بگم شما تشریف آوردید مهیا باشه
حضرت فرمود از عمه جانم زینب بپرسم
اومد خدمت عمه صدا زد عمه جان
بشیر میگه میشه دم دروازه منتظر باشیم
تا برن به اهل مدینه خبر بدن
عمه سادات گریه کرد
چی شد عمه جان
صدا زد عزیز دلم میمونم
ولی خسته شدم از بس پشت دروازه ها معظل شدم
پشت دروازه شام حمید علیمی
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد