دانلود لحظه را دریاب دکتر سعید عزیزی | سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) 1404 | هیئت یا زهرا قم هلهله فرشته ها | پلان3
رفته بودیم با دخترا خرید
شش سال پیش
این دختر وسطیم اون موقع پنج سالش بود
الان یازده سالشه
بعد یه لباسی پوشید گفت خیلی قشنگه
از تنش در نیاورد مادرش گفت
از تنت در بیار میخوایم حساب کنیم
گفت نه من میخوام بپوشم خیلی قشنگ
دو سه بار گفت بابا میخوام حساب کنیم
خانم فروشنده یه نگاه کرد گفت ببخشید
اگر پسندیدید میشه تو تنش باشه
گفتم که
خانم به نفع شماست دیگه
اگه تو تنش باشه باید دوتا دوتا بخریم
چون نمیخوایم کثیف کنه این برای عیدش خریدیم
حالا کی بود بهمن ماه بود
بعد خانم فروشنده گفت
ببخشید من نمیخوام فضولی بکنم
ولی اگه خوشش اومده بذار بپوشه
گقتم خانم برای عیدشه چهل روز تا عید مونده
این فروشنده یه حرفی زد خیلی رو من اثر گذاشت
گفت بچه ای داشتم دختری داشتم واسش لباس خریدم
فروشنده داره میگه
بردیم خونه
صد بار گفت مامان بپوشم گفتم نه بپوشم گفتم نه
چند بار اومد جلوی آینه گفت مامان
بهم میاد گفتم برای عیدته
متاسفانه بچه من تو یه تصادفی از بین رفت
هیچ وقت به عید نرسید
بعضی وقتا چیزایی هست همون لحظه مزه میده
من همون لحظه مارک لباس بچه رو کندم
گفتم از همین الان بپوش و لذت ببر
الان شش ساله میریم مغازه
بچههام با لباس نو میان بیرون
شاید بعداً وجود نداشته باشد
آقای محترم با خانمت قهر بودی
همین امشب برو
آشتی کن باهاش
خانم محترم
با شوهرت مشکل داشتی همین امشب بگو
فلانی من از تو معذرت میخوام
من چند روز پیش بندرعباس بودم
یکی از این خانوادههای بزرگوارانی که
به رحمت خدا رفتن تو اون اتفاق
خانم میگفت دکتر عزیزی
صبح همسرم خداحافظی کرد ظهر دیگه خونه نیومد
باهاشم مشکل داشتم و قهر بودم
میگه حسرت میکشم چرا باهاش آشتی نکردم
برای همینه لحظه را دریاب همین الان
لحظه را دریاب دکتر سعید عزیزی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده