حاجت چای ریز امام حسین حیدر خمسه
دانلود روضه خوانی حاجت چای ریز امام حسین حیدر خمسه | شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها1402 | هیئت غریب مدینه امیرکلا | پلان3
شیخ بود اول کارش طلبه ازدواج کرد
یه خونهای گرفت همسایهاش یه بنا
اونم تازه کار تازه ازدواج کرده بود
یه چهل سال همسایه هم بودن
اون شد عالم شهر شد این شد اوسا بنای معروف شهر
هر دو به ته کارشون رسیدن
نصف شبیه دوتا پسرای این بنا
دیدن باباشون رو به موته اومدن در خونه عالم شهر همسایه بغلی بود
حاجی بابامون داره میمیره بلند شد عبا عمامه رو به سر و به تن کرد
اومد گفت ای بابا مش غلامم رفتنی شد
اومد وارد خونه شد یاالله
دیدن مش غلام و رو به قبله ما چه رسم خوبی داریما
مریضی که دکتر جواب میکنه رو به قبلهاش میخوابونن
میدونی یعنی چی یعنی خدا من با تو جنگ ندارم
اومد بالا سرش
مش غلام صدامو میشنوی چشماش وا نشد زبونش وا نشد
با سر آره میشنوم مش غلام من شهادت میدم تو حلال خور بودی
سر تکون میداد مش غلام حالا که صدامو میشنوی
میخوای یه بار شهادتین رو با هم بگیم
بگو اشهد ان لا اله الا الله دید سرشو برگردوند
بگو اشهد ان علی ولی الله
دید دوباره سرشو برگردوند الله اکبر
از فردا قیامت گفتم شهادت میدم تو آدم حسابی بودی
حالا صدامو میشنوی باز سر تکون داد
پس چرا اشهد نمیگی یهو دهانش باز شد
لباش تکون خورد گفت حاجی تا نیاد نمیگم کی نیاد گفت
چهل سال حسینیه هاشو جارو زدم
چهل سال جایی دادم دم در
تانیاد حرف نمیزنم میگه یهو دیدم پاهاشو داره جمع میکنه
با آرنجش داره بلند میشه
دیدم داره حرف میزنه میگه آقا حالا من یه چی گفتم
شما چرا زحمت کشیدی آقا من مش غلام نیستم
اما هرجا گفتن حسین خودمو رسوندم برا بیبی صداتو ببر بالا بشنوه حسین
حاجت چای ریز امام حسین حیدر خمسه
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده