زخمهایی که گفته نشد هادی الیاسی
دانلود سخنرانی زخمهایی که گفته نشد هادی الیاسی | شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 1403| دفتر آیت الله بروجردی | پلان3
یه حرفایی رو نمیشه زد
اما نگفتنشم باعث میشه من تعصبم به فاطمیه کم بشه
خیلی صحنه صحنه عجیبی است
یه وقتی امام باقر علیه السلام وصف دارن میکنن واقعه بردن امیرالمومنین به مسجد رو
شخصیتی مثل سلمان که امام صادق فرمود
در ده درجه ایمان اگر باشه حضرت سلمان ده تاشم داره
ما به گرد پای حضرت سلمان هم نمیرسیم اما اینقدر این واقعه عظیمه
که سلمانم متحیر میشه میدونید چرا
چون سلمان وقتی این واقعه رو دید دید اینگونه دارن امیرالمومنین رو میبرند
اجازه میدید من شب شهادت یه تیکه شو بگم
حضرت رو ملببنا میبردند به مسجد میدونید یعنی چی
من برای جوونها باز میکنم برای نوجوانها
آقا یه کسی نشسته میگه آقا من اینجا تکون نمیخورم به زور میخوان ببرنش
چیکار باید بکنن اون وقت شخصی که نمیتونن قدرت مواجهه باهاش ندارن
یه نفر نمیتونه او رو بکشه ببره
نشسته روی زمین امیرالمومنین طناب بستن به دستان حضرت
طناب به گردن امیرالمومنین انداختند پیراهن حضرت را میگرفتند
یقه حضرت رو گرفته بودند او رو کشان کشان می بردند ملببا میبردن
تو این وضعیت حالا اگر هیچکس نباشه حالا امیرالمومنینه نفس پیغمبره
جان رسول خداست داماد رسول خداست پدر امام حسن امام حسین
اینگونه دارن حضرت رو میبرند تو این وضعیت حضرت زهرا سلام الله علیها هم برسه
تو بعضی از نقلها گوشه لباس علی رو بگیره تو بعضی از نقلها
ایستاد مقابل اینها پشت سرش امیرالمومنین فرمود اجازه نمیدم علی رو به مسجد ببرید
اون وقت مقابل امیرالمؤمنین دسته جمعی او را با تازیانه بزنند
اینکه فرمود مادر ما دیگه بستری شد و از بستر بلند نشد
با یه سیلی کسی بستری نمیشه با یه لگد کسی بستری نمیشه
گاهی نگفتن این مصیبت ها خودش مصیبته من باز نمیکنم
نگفتم چگونه زدن میگم دسته جمعی زدن فاطمه زهرا را
زخمهایی که گفته نشد هادی الیاسی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده