گریه در بزم شراب استاد بندانی
سخنرانی گریه در بزم شراب استاد بندانی | شهادت حضرت زینب سلام الله علیها 1403 | هیئت ام البکا تهران |پلان3
صوت حیدری حنجره علوی
خطبه خواند در مجلس یزید
ابکت زن های رقاصه نشستن بگریستن
مغنی ها داشتن میخوندن ساکت شدن بگریستن
این تاریخ نوازندهها ساکت شدن
نگفت بیبی ساکت باشید
یزیدم نگفت ساکت باشید بگریستند
چهارصد نفر سران کشوری و لشکری به گریه افتادن
دیدید سفرای خارجه اسلام آوردند گردنشو زدن
اونجا هم بی بی هم پاشد
اما چه کند ساکتش کنند
امام رضا علیه السلام میفرماید
یه میز جلو یزید بالای میز بساط شطرنج و شراب
زیر میز یه تشت طلا بود روی اون تشت
دستمالی بافته مصر بود
خم شد کشید تشت رو جلو خودش
گفت غلام چوب خیزران بیار دستمال برداشت
خم شد به دندان های سیدالشهدا
جلو برزگترا جلو وایستند بچه ها نبینن
به کجا میزنه وچه می کنه ام این ملعون
یه حرفی زد بچههام فهمیدن
گفت حسین شنیده بودم دندان های زیبایی داری
اینقدر زن و بچه به سر و صورت زدند بی بی پاشد
گریبان چاک زد
گریه در بزم شراب استاد بندانی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده